صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
68
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
إسم سيبويه حدّ فصل و حرف را مشخّص نمود ، ولى حدّ اسم را نامشخص رها كرد . گو اين كه ويژگيهاى فعل و حرف را حدّ آن قرار داده است و يا آن كه به شكلى از اشكال ، محدود نشدن را حدّ او يافت . اين ، پايگاه ، سيبويه است كه بيشترين بيان را نسبت به نوشتههاى طولانى در تعريف اسم و بحث پيرامون آن دارد . شكّى نيست كه ديدگاه او به وحى ، ذات ، اسم و صفات گرايش دارد تا از سخن گفتن و اشاره به آن امتناع ورزد . يا گويى وى معتقد است وارد شدن در اين مسأله وى را به تحميل فوق طاقت انسانها مىكشاند . از نظر بصريان ، اسم مشتق از « سموّ » ؛ يعنى برترى است . چون تسميه بزرگداشت مسمّا و ارج نهادن به ذكر آن است . چون لفظ معرّف معناست و معرّف بر معرّف در واقع مقدم و برتر از اوست . به نظر كوفيان مشتق از « وسمة » است ، چون اسم علامت شناسايى است . معاذ هراء از بزرگان نحو كوفه مىگويد : « اسم آن است كه بر زمان دلالت ندارد . » و يكى ديگر از كوفيان معتقد است : « اسم آن است كه نعت ( صفت ) بگيرد . » كسايى مىگويد : « اسم آن است كه توصيف شود . » هشام ضرير مىگويد : « اسم آن است كه بيانگر معنايى باشد نه زمان و مكان . » رياشى مىگويد : « اسم آن است كه داراى خبر باشد . » ابو عبد اللّه طوال مىگويد : « اسم آن است كه معانى آن را احاطه كرده باشند و صفاتى به آن نسبت داده شوند . » ابو بكر سراج مىگويد : « اسم آن است كه بر معناى مفردى دلالت كند . » ديگران هم گفتهاند :